حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

ترجمهء احوال 22

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

روس و انگليس واسطه شده و براى عقد قرارداد معروف 1907 دلالى كردند . مشير الملك از لندن به كاله رفت و سه روز آنجا ماند و سپس بپاريس آمد و بحضور آرماند فاليير رئيس جمهور فرانسه باريافت و نشان « لژيون دونور » درجه اول با حمايل دريافت كرد . پس از هشت روز توقف در پاريس براى استفاده از مرخصى و آبهاى معدنى باسپانيا رفت و آنگاه به پطرزبورغ بازگشت « 1 » . در همين ايام ( حوالى رمضان 1325 ) در پطرزبورغ خبر مرگ ميرزا نصر اللّه خان مشير الدوله پدرش به او رسيد و بتهران احضار شد . كابينهء مشير السلطنه نيز در همين وقت سقوط كرد و ميرزا ابو القاسم خان ناصر الملك در 18 رمضان 1325 ( 26 اكتبر 1907 ، آبان 1286 ) رئيس الوزراء شد و هيئت دولت خود را معرفى كرد . درين كابينه ميرزا حسن خان بوزارت خارجه رسيد و لقب پدرش يعنى مشير الدوله به او داده شد . مؤتمن الملك وزير تجارت بود . در همان روزهاى اول وزارت او بود كه اعلان قرارداد 1907 روس و انگليس در تعيين دو منطقهء نفوذ در ايران از طرف سفارتين روس و انگلستان بوزارت خارجه ايران رسيد « 2 » . مشير الدوله جوابى منطقى به مراسلهء سفارتين داد كه موجب رضايت عمومى و رضايت آزادىخواهان شد . با جواب وزير خارجه و اعتراض بسيارى كه از طرف جرايد و مليون ايران نسبت به آن به عمل آمد ، اين قرارداد سوءاثرى در اذهان عمومى بجاى گذاشت كه اولياى دولت انگلستان ناچار در مقام رفع و رجوع آن برآمدند . مشير الدوله و قانون شخصيت مشير الدوله را در قانون‌دانى او بايد جست ، او سر پيشرفت ايران را در اصلاح دادگسترى ميدانست . تحصيلاتش در حقوق بود ، روزيكه بايران آمد مدرسهء علوم سياسى را به همين جهت پى افكند . او شيفتهء عدالت بود . روزيكه براى اعلام تاجگذارى محمد عليشاه به لندن رفت ، پس از دريافت نشان‌ها و ملاقات با وزير خارجه و ساير تشريفات ، وقتى از او سؤال كردند كه از نقاط ديدنى لندن و مجامع مهم آن كجا را جزء برنامهء كوتاه مدت او بگذارند ، او بلافاصله گفت ميل دارد در يكى از جلسات محاكمات شركت كند . مرحوم مستوفى مينويسد : « يك روز به اصرار مشير الملك به محاكم جنايى رفتيم ، او ميخواست محاكم جزائى را تماشا كند . . قاضى با كلاه گيسى و جبهء ابريشمى مشكى زير نيم طاقى جلوس كرده بود . دو نفر معاون قاضى طرفين او . . . جناب سفير كبير ( مشير الملك ) قدرى انگليسى ميدانست و از مذاكرات چيزى دستگيرش ميشد . . مشير الملك سه ساعت بعد از ظهر بازآمد ، معلوم شد دارلينگ قاضى اول شهر لندن بعد از ختم محاكمه و معرفى شدنش بسفير كبير از ايشان دعوت كرده است و با هم ناهار خورده‌اند . . مشير الملك ميگفت سر ناهار از دارلينگ پرسيدم در قانون انگليسى مجازات

--> ( 1 ) - زندگانى من ج 2 ص 277 و 318 . ( 2 ) - زندگانى من ، ص 349